kala-tamin جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل


جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل



جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل
با درود بر دوستان.
اين خاطره مربوط است به يكي از نا خدايان قديمي و در زمان خود از جوانترينها كه اكنون در آلمان به سر ميبرد.


برگی از دفتر خاطرات (1967)
چهل سال پیش در چنین روزهایی ارتش دلیر و سلحشور اسراییل، برای دفاع از مام میهن و برای پاسداری از سرزمین اجدادی، مُهر غرور و سربلندی بر تارک جهان زد و برگ پرافتخار دیگری بر تاریخ قوم یهود افزود. جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر با مرخص‌کردن سربازان سازمان ملل از مرزهای مصر و اسراییل و با بستن راه دریایی خلیج عقبه بر شناور های اسراییلی، دو گزینه پیش پای دولت اسراییل گذاشت: یا مرگ یا جنگ.
اینک که به آن ایام می‌اندیشم اتفاقات چنان در ذهنم متبلور می‌شوند گویا همین دیروز بود.
*
درگیری‌های لفظی و برخوردهای مرزی بین ایران و عراق در سالهای 1966 و 1967 میلادی، مسؤلین "ساواک" را حساس کرده بود. سمپاتی آشکار بعضی از فرماندهان عرب‌زبان واحدهای دریایی "بندر شاهپور" به‌‌آن‌طرف شط، آنها که نان ایران می‌خوردند و سنگ حسن‌البکر به‌سینه می‌زدند، نیروهای امنیتی کشور را به واکنش وا داشت. بندری که در جوار اروند رود و در چند مایلی شط ‌العرب برنامه داشت و پس از خرمشهر و بندر عباس یکی از بنادر مهم ایران محسوب می‌شد نمی‌توانست جولانگاه تبلیغاتی بیگانگان و بیگانه‌پرستان برنامه گیرد! کسانی که هم رؤیای حکومت شیخ خزعل را در ذهن نشخوار می‌کردند و هم در واقع نمی‌‌دانستند چه می‌خواهند؟ هدف، نخست مخالفت با حکومت مرکزی بود، به‌هر قیمت.
سر‌انجام، سازمان بنادر و کشتی‌رانی، لابد به‌توصیه ساواک، فرماندهان ایرانی‌الاصل را جایگزین ناخدا های عرب زبان واحد های دریایی بندر کرد، ناخدا‌هایی که حتا در مکالمات رادیویی بین شناور های ایرانی نیز حاضر نبودند به‌زبان فارسی تکلم کنند و تأکید مکرر اداره بندر مبنی بر تماس‌های رادیویی به زبان فارسی یا به زبان بین‌المللی انگلیسی را پشیزی ارزش قایل نبودند.
فرماندهی کشتی راهنمابر "فرحناز" ساخت ژاپن، که پس از لایروبی "پودر" مستقر در بندر بوشهر و بویه‌گذار "میلانیان" در بندر شاهپور، سومین شناور بزرگ متعلق به سازمان بنادر و کشتی‌رانی محسوب می‌شد، نصیب من شد.
دو بندر شاهپور و ماه‌شهر آن زمان هنوز دارای رونق چندانی نبودند به‌طوری که میانگین روزانه کشتی‌هایی که برای تخلیه یا بارگیری وارد این دو می‌شدند از دو تا سه کشتی باری یا نفت‌کش، بیش‌تر یا کم‌تر، تجاوز نمی‌کرد.
این امر سبب می‌شد که وقت برای مطالعه کتاب‌هایی که با خود به‌دریا برده بودم بیش از کافی داشته باشم. و از همه مهم‌تر، یا گوش‌دادن به‌رادیو از طریق گیرنده قوی کشتی، لحظه به لحظه در جریان اخبار و رویدادهای مهم و غیر مهم ایران و جهان برنامه گیرم و با توجه به زندگی مجرد‌ی آن زمان‌ام عجیب جا خوش کرده بودم در آن کشتی تازه ساز و نسبتا مدرن، که هم غذای صبح و ظهر و شام‌ام حاضر و آماده سرو می‌شدند و هم چای بعد از نهار و شام‌‌ در فضای سرد و مطبوع کولر با لذت صرف می‌شد و هم شب و روز از مزایای کاپیتان بودن در آن عنفوان جوانی بهره‌مند بودم.
*
لحظه به لحظه‌ي دعوا و مرافعه و عربده کشی‌های لفظی جمال عبد‌الناصر و کوبیدن بر طبل جنگ‌اش را از رادیوهای فارسی، عربی، انگلیسی و آلمانی زبان با حرص و ولع دنبال می‌کردم. فریاد های قائد اعظم، الرئیس گمال عبدالناصر، با گوش‌های من نا آشنا نبودند. در سالهای نخستین دهه 60 میلادی، هنگام کار آموزی در کشتی‌های آلمانی، بارها در بنادر اسکندریه، در مصر، عقبه در اردن،
جده در عربستان سعودی، عدن در یمن و... دیگر بنادر کشورهای عربی پهلو گرفته بودم و تأثیر سخنرانی‌های آتشین ناصر و هجوم مردم تصویر به‌دست به خیابانها را دیده بودم و تنفر عرب‌ها را نسبت به ایران و ایرانی با گوشت و استخوان خویش حس کرده بودم. برای مسافرت از اروپا به هندوستان و به خاور دور و برگشت به آلمان دستِ‌کم هر دو ماه یکبار از آبراه سوئز می‌گذشتم. در بندر (پورت سعید)، در دهانه کانال و در شمال آبراه، آنجا ‌که شرق مدیترانه به کانال 163 کیلومتری سوئز وصل می‌شد، بندری که به‌پاس خدمات سلطان سعید پادشاه آن زمان مصر و مشوق ادامه لایروبی و افتتاح کانال به اسم‌اش نام‌گذاری شده‌ بود و ما هر بار در لنگرگاه‌اش مشغول تخلیه می‌شدیم، در آن بندر من جر‌أت رفتن روی عرشه کشتی را نداشتم. کارکنان بندر فهمیده بودند ایرانی هستم و هر گاه سرو کله من روی عرشه پیدا می‌شد با چنگک و قلاب‌هایی که از آن برای تخلیه کیسه و عدل مورد استفاده برنامه می‌گرفت تعقیب‌ام می‌کردند، همراه با توهین و ناسزا به ایران و ایرانی، بویژه به‌شاه ایران.
از بلند گوی رادیو‌ی ترانزیستوری‌ام در کابین کشتی، سخنرانی‌های کوبنده، نه‌خیر... عربده‌های بلند و شمرده شمرده الرئیس را از سخن‌پراکنی "صوت‌العرب من القاهره" می‌شنیدم که گلوی خویش را پاره می‌کرد و می‌گفت والله‌العظیم پوست اسراییلی ها را می‌کنم، پر از کاه می‌کنم و به در وازه‌های بیت المقدس می‌آویزم! و ملت هیستریک و گُر گرفته هورا می‌کشیدند: ناصر حُب ناصر حُب، تعَوجو، تعَوجو.
می‌گفت والله‌العظیم یهودی‌ها را به‌دریا می‌ریزم و خانه و کیبوتس‌هایشان را بین شعب‌الفلسطین تقسیم می‌کنم... ناصر حُب ناصر حُب، تعوجو تَعوجو...
آیا در آن لحظه‌های هیستریک و کف برلب آوردن‌‌ها هرگز به این موضوع فکر کرده بود که همین پروردگار عظیم که او به‌نام‌اش سوگند یاد می‌کرد و می‌خواست با مدد از وی یهودیان را به‌دریا بریزد قبل از آنکه خدای مسیحی‌‌ها و مسلمان‌ها بشود خدای قوم یهود بوده است؟
هرگاه نامی از ایران و شاه ایران می‌بُرد نفرت دوچندان از صدایش می‌بارید و ملت گُر گرفته همه با هم فریاد می‌زدند « عَدو...عَدو...».
می‌گویند روی تانک‌های مصری نوشته بودند " اول تل آبیب بعد طهران". او می‌خواست پس از ریختن زن و بچه‌های یهودی به دریا، در مقام فرماندهی ارتش مصر و سوریه و اردن و عراق، به ایران حمله کند، خوزستان را از ایران جدا و خلیج فارس را در تصرف اعراب در آورد.
*
او مثل قذافی و صدام مرد دیوانه‌ای نبود که بی‌گدار به‌آب بزند، هرچند با نفرتی که پس از کودتای سرهنگان در مصر از سیستم پادشاهی کسب کرده بود دایم به شاه ایران و به شاه سعودی می‌پرید و ملک حسین، کوتوله اردنی را، به‌سخره می‌گرفت. نیروی با تجربه و جنگ‌دیده ارتش‌اش را به یمن فرستاده بود تا از آنجا حکومت پادشاهی عربستان را سرنگون کند. او دیوانه نبود ولی قدرت مطلق چشم را کور می‌کند. او قدرت کوبنده نیروی کوچک ارتش اسراییل را دست کم گرفته بود، هرچند قبلا، در 1956، ضرب شست جانانه‌ای از آن نوش جان کرده بود، شاید هم گزارش‌های سراسر بی‌پایه‌ مبنی بر آماده‌گی و توانایی بی‌حد ارتش مصر به دستش داده بودند، که گرچه از نظر تعداد چندین برابر نیروی دشمن بود ولی در کارآیی و عمل مافیش!
او تهدیدها و هارت و پورت‌های یار غارش محمد عبدالحکیم عامر را باور کرده بود که می‌خواست در عرض چند ساعت مرز جنوبی اسراییل را سوراخ و از مرز های شمال سر در بیاورد و به نیرو‌های حافظ الاسد، وزیر جنگ سوری، به‌پیوندد.
وقتی خواهان پس‌رفت نیروهای سازمان ملل از مرزها شد، تصور می‌کرد دولت های جهان واسطه می‌شوند و در مقام ریش‌سفیدی او را از خر شیطان پایین می‌اورند ولی" اوتانت" دبیر کل سازمان ملل آب پاکی روی دستش ریخت و بلافاصله به درخواست‌اش جواب مثبت داد و نیروهای چند ملیتی سازمان را عقب کشید. خوب بیاد می‌اورم که رسانه‌های گروهی ایران باران شماتت بر سر آقای " اوتانت" باریدند که چرا این تقاضا را جدی گرفته و فوری به آن عمل کرده است. بستن تنگه عقبه هم قوز بالای قوز شد و رئیس، خودش را حسابی توی هچل انداخت.
حکایت ناصر حکایت کودکی شده بود که می‌خواست با کسی که از خودش نیرومند تر است، از بابت تحقیری که سالها قبل از او دیده بوده‌است در مقام تلافی بر آید و اینک در معیت رفقا و دوستان درس عبرتی به او بدهد، هرچند به‌ظاهر. او داد می‌زد و عربده می‌کشید: ولم کنید...بابا ولم کنید تا من پدرطرف را در بیاورم و دوستان می‌گفتند: وُلِک! کوتاه بیا... او از تو قوی تر است ولی او گوش نمی‌داد و به عربده کشی‌اش ادامه می‌داد. سرانجام دوستان راستی راستی ول‌اش کردند و گفتند خُب حالا که اصرار داری برو! او رفت و پوزه‌اش به‌خاک مالیده شد.
ارتش دلیر اسراییل، فقط در مدت شش روز، چنان کمر ناسیونالیسم عرب را شکست که در تاریخ‌ ثیت شد و چنان شوکه‌ای به عربده‌کشان وارد کرد که عامر، وزیر جنگ مصر، چاره‌ای جز خودکشی ندید و قائد اعظم، الرئیس، برای چندین روز سنگ‌کوب کرد و کلامی از دهن‌اش بیرون نمی‌امد، که باعث تعجب من شده بود که شد و کجا رفتند آن همه فریادها و عربده‌ها؟ همه جیز در سکوت محض فرو رفته بود. رئیس خجالت می‌کشید خودش را به ملت‌اش نشان دهد. سر انجام استعفایش را نوشت و در تلویزیون قرائت کرد.
آن‌که در سر هوس سوختن ما می‌کرد...

امت همیشه در صحنه اما دست‌بردار نبود. می‌گفتند مگر شهر هرت است که مارا تو هچل بیاندازی و بگویی دروغ آپریل بود و المعذرتون؟ می‌گفتند مگر تو حاج‌حسین بقال بودی که اشتباها بجای نخود فرنگی باقالی لوبیا به‌ما بفروشی و معذرت بخواهی؟ می‌گفتند مگر تو زایرمحمد عطار بودی که عوضی بجای زردچوبه زنجفیل برای ما بپیچی؟ گفتند این غذای تلخی که پخته‌ای خودت باید لقمه اول‌اش را بخوری ! گفتند این‌جا مملکت بلبشوی اسلامی ایران نیست که بیایی دیگران را سیخونک بکنی و بعد که زورت نرسید و جوانان ما را به‌کشتن دادی بیایی و بگویی ما ادای تکلیف کردیم حالا اگر باختیم چه باک؟ باری‌تعالی این‌جوری مصلحت دیده‌ بوده‌است.
شاید ناصر در پاسخ گفته بوده است: بازهم من که یک عذرخواهی مصلحتی انجام دادم، آقایون علمای جمهوری اسلامی تازه چیزی هم از ملت طلب‌کار شدند.
او سه سال بعد از شکست مفتضحانه 1967 در سن 52 سالگی سکته کرد و رفت. ناصر بی‌شک یکی از رهبران مهم جهان عرب بود ولی افسوس که نیرو و کاریسمایش را آنطور که شایسته یک مرد بزرگ بود بکار نبرد.
*
از پی‌امدهای جنگ شش روزه یکی جان گرفتن الفتح به رهبری ابوحمار بود و دیگری شناسایی
اسراییل از طرف مصر و اردن و بصورت دوفاکتو از طرف چند کشور دیگر عربی. باشد که سوریه نیز بر سر عقل آید و راه زلال را از ضلال تشخیص دهد.
پی‌نوشت
دوستی می‌پرسد پی‌امدهای شکست احتمالی اسراییل را ننوشتی!
چه بنویسم، که اعراب در صورت پیروزی در جنگ چه بر سر شهروندان اسراییلی می‌آوردند؟ هرچند تصور نمی‌رفت آمریکا، که با ناوگان ششم‌اش در مدیترانه حضور داشت، اجازه قصابی زن و بچه‌های یهودی را به آپاچی‌های عرب بدهد.
حمله به‌ایران و جدا کردن خوزستان و عربی کردن خلیج فارس پیش‌کش آقا ناصر.
شکست شرم‌آور چند میلیون عرب بدست دو میلیون اسراییلی، آن‌هم در مدتی چنین کوتاه، ضمن این‌که جهان را در شگفتی و حیرت فرو برد، بهانه‌ای نیز به‌دست رسانه‌ها داد که اعراب را به ریشخند گیرند.
روزنامه هفتگی «توفیق» نوشت اعراب، موشه دایان، وزیر دفاع اسراییل را متهم به سختگیری و خشونت می‌کنند. توفیق در حالی‌که تصویری از موشه دایان به‌چاپ رسانده بود نوشت: آقاموشه گفته است به‌جدم موسی قسم من عرب و یهود را همه با یک چشم نگاه می‌کنم!
و کاریکاتوری تصویر صدرهیأت رئیسه شوروی را نشان می‌داد، که دستمال بر چشم، پای دیوار نُدبه اشک می‌ریخت.



تفاوت فرهنگ و تمدن

1:

رونین با سپاس از شما
اگر اجازه بفرمائید نام کنونی جستار از " خاطره اي از ناخدا (پيرامون جنگ اعراب و اسراييل)"
به " جنگ 6 روزه ی اعراب و اسرائیل " تغییر پیدا کند تا زمینه ی گسترش
و ادامه ی بحث های تاریخی در مورد این رویداد سرنوشت ساز جهانی بهتر شکل گیرد .
لطفا نظر خودتان را با پیام خصوصی بفرمائید .


تاریخ تکامل جامعه بشری


اسلحه های دستی برتر بکار رفته در جنگ جهانی دوم

2:

درهم کوبیده شدن نیروهای متحد شده ی تازی در منطقه به دست نیروهای اندک اما
مصمم اسرائیلی در جنگ 6 روزه با یک فریب بسیار ساده عملی شد !
اسرائیل تظاهر کرد که قصد جنگ ندارد و شرایط را پذیرفته و مرخصی سربازانش را
در بوق و کرنا کرد !
تازیان نیز سرمست از این پیروزی پوشالی و دروغین ، بی احتیاطی کردند و نیروهای
خود را از آماده باش خارج کردند و حتی به مرخصی نیز فرستادند و تنها وقتی هراسناک
از این خواب شیرین پریدند که خلبانان اسرائیلی تقریبا تمام نیروی هوایی مصر را
نه در هوا بلکه در همان فرودگاههای خودشان نابود کردند و باقی داستان...


گمشده ای که بعد از 600 سال پیدا شد+ تصاویر
*




* البته ویکی پدیا روایت متفاوتی از این غافلگیری دارد .


کشف مجسمه 40 هزار ساله


فرهنگ چیست ؟

3:

از نگر من شاید اگر در اون وقت اسراییلی وجود نداشت نوک پیکان حملات پان عربیسم متوجه کشور ما میشد و همه اشان با هم بر علیه ایران متحد می شدند همانگونه که بر علیه اسراییل اقدام کردند.


کشف گردنبند 2400 ساله +عکس


جورچین یا پازل (Puzzle)و پيدايش آن

4:

به نظر من اعراب عرضه ي حمله به ايران را نداشتند ولي نم دانستند و مغرور بودند ضمن اين كه شاه با اونها روابط حسنه داشت نمونه:رابطه با مصر و عمان و...
اعراب در اون جنگ فقط قصد دفاعداشتند و نه حمله!
اعراب بعدها در تلافي اين حمله فقط مي خواستند غرور از دست رفته را به اعراب برگردانند همين و بس!
ما با اعراب مشكلي نداشتيم تا اين كه صدام كله خر و آمريكاي جهانخوار به جون ما افتادند و با 45 كشور جنگيديم!

5:

شما فکر کنم خاطرات را کامل نخواندید.
نگاشته شده که مصریان به ایرانیان و شاه ایران بد گویی و فحاشی میکردند و با ملوانان ایرانی بد رفتاری،این به دلیل حضور جمال ناصر بود که مثلا در مصر حکوت غیر شاهی داشت.
از چی میخواستند دفاع نمايند؟ اونها ابتدا حمله کردند میتوانید بروید در تاریخ بخوانید.
ما بیش از 1000 سال هست که با اعراب مشکل داریم و در امروز هم داریم و در آینده هم خواهیم داشت.

6:

اگر منظور از کلمه ما منظور یهودیان باشد که باید فرمود که یهودیان همیشه با همه مشگل داشته اند

7:

با جنبش ناسیونالیستی که عبدالناصر در کشورهای عربی راه انداخته بود مطمئنا هدف سپس اسرائیل ، تنها کشور شیعی جهان یعنی ایران بود.

در همین راستا عبدالناصر دستور داد تا در مراکز آموزشی و همینطور دولتی از واژه خلیج عربی هستفاده نمايند و به این وسیله توجه اعراب رو به همسایه شمالی جلب کرد....

اگر اعراب جرات کردند در جنگ 6 روزه به اسرائیل اتمی حمله نمايند ، ایران براشون مساله مهمی نبود!! بعدها راه عبدالناصر رو صدام همچنين گفت و با شعارهای ناسیونالیستی تونست حمایت و کمک اکثر کشورهای عربی از جمله مصر و حجاز و اردن رو کسب بکنه تا به ایران حمله کنه.

در وقت فعلی هم امارات و اتحادیه عرب ادعای سه جزیره ایرانی رو دارن و ایران رو اشغالگر میخونن! رئیس جمهور عراق قرارداد الجزایر رو جانبدارانه میدونه!! 40 سال هست که با لابی گری در اوپک مانع از ریاست ایران بر اوپک شدن! و ............


8:

اول اين رو بگم كه از همه بدتر و وحشي تر و آپاچي تر ولگردان(بد تر از بيايان گرد)صهيونيست بودند كه مردان فلسطيني را در يك مسجد زنداني كردند و بعد با اصرار ساوقت ملل مبني بر آب دادن به اسرا به دستور مردكي كه الاون در اسفل اسافلين هست به اون ها ادرار داده شد و زنان را هم بيرون كشيدند و مردان را زير آوار كشتند!البته اين پايان ماجرا نبود زنان را برهنه كردند و و به راه انداختند
(بماند كثافت كارذيهايي كه با اونها كردند)و بعد همه را تيرباران كردند!
خير ما فقط 29 سال هست كه با اعراب بيابانگرد وحشي مشكل داريم قبلا همانگونه كه مستحضر هستيد شاه با همه شيوخ خليج فارس زد و بند داشت!نمونه:عمان!
كي مي گه جمال عبدالناصر رابطه اش با ايران بد بود؟اگه بود كه نيرو نمي پذيرفت البته شايد خورده شيشه تو روابط پيدا شده باشه!ولي در وقت انقلاب انور سادات ملعون مي خواست اف-14 هاي ما رو بگيره كه به لطف خدا(همان جا كه گر خدا خواهد عدو سبب خير شود!)اسرائيل مخالفت كرد و نتونست دزدي بكنه!)
نکه امت اسلام بسیار انسان دوست و بشر دوست هستند!!!
شك داري؟برو ببين تو جنگ هاي پيامبر چند نفر كشته شدن!كمتر از 500 تا!

9:



در هر موردی نخست مطالعاتی داشته باشید و سپس نظر بدهید بهتر خواهد بود.
آپاچی ها قبیله ای سرخپوست بودند.
در مورد هر چیزی هم در تاپیک مخصوصش سخن بگویید!
هر حرفی را هم بیهوده تکرار نکنید.
این که اردنی ها فلستینی ها را کشتند به این تاپیک ربطی ندارد.

تازیان 500-600 سال از مال سرزمین آریایی سبز ما مفت خوری کردند.
شما نخست پست 1 را بخوان بعد بیا نظر بده!
اسراییل در وقت جنگ با عراق هم به ایران کمک کرد و سلاح رساند(جریان ایران گیت).


فقط در ماجرای بنی قرضیه 700 یا 900 نفر اسیر بی دفاع را علی و زبیر سر بریدند!

10:

با حرف اولتان به شدت موافقم!اگر بدان عمل شود!
اول اين كه چه ربطي دارشت؟من خودم مي دونم آپاچي جايه پس...
من كدوم حرف رو بيهوده تكرار كردم؟
اتفاقا من اصلا نفرمودم اردني ها چه كردند!اين شما بوديد كه بيان كرديد مثل اين كه شما عقايد خودتان را هم قبول نداريد!
به هر حال اگه من مي خواستم چيزي هم از اونا بگم مي فرمودم كه اردني ها چه قدر به فلسطيني ها كمك كردند!
بعدشم غارت اعراب چه ربطي داشت؟هر چند كه فرموده ها حاكي از اون هست كه غارت ها فقط در اوايل بوده و بس!
پست 1 تان هم كپي شده هست و حتي اگر بخواهيد رد كنيد جوابم اين هست كه اين را قبلا (پ سال) در ميليتاري خواندم!
ايران گيت هم اتفاقا ماليد با اجازه تون چون هدف از اون ماجرا منافق نشان دادن دولت ايران بود كه با تدبير امام اين توطئه شكس خورد!وگرنه چرا از همان اوايل به كمكمان نيا مدن چرا هواپيماي مسافربريمان را زدند؟چرا....
جهت اطلاعتون اين ايران بود كه با زدن اوسيراك به سرائيل كمك كرد!
ضمن اين كه جمله ي آخرتان اصلا ربطي نداشت و پراكنده سخن فرموديد ولي بهتان بگايشانم كه علي بي گناه نخواهد كشت!
"اگر تمام دنيا را به من بدهند تا به جور داني را از دهان موري بگيرم هرگز چنين كاري نخواهم كرد!"
هر كاري دليلي دارد جايي پيامبر مسجد مي سازد و جايي دستور تخريب مسجد مي دهد
جايي ائمه سكوت مي كنند و به زور صلح مي كنند!و در جا ديگر حماسه ي عاشورا مي آفرينند اين ها همگي دليل دارند !
ضمنا چرا اين قدر دلت ازم پره؟

11:

پست های خود را بخوانید اونگاه متوجه میشوید کدام حرفتان را تکرار کرده اید.

به این دلیل فرمودم اعراب صدها سال کشور ما را غارت کردند چو شما فرموده بودید تنها بیست و نه سال هست با اونها مشکل داریم که این سخن شما اشتباه بود.
البته که کپی شده هست.

در جریان ایران گیت هم هدف اونها این بود که موازنه قوا دو طرف جنگ به هم نخورد زیرا که با پیروزی اعراب موقعیت اسراییل نیز به خطر می افتاد کلا ایران و اسراییل در منطقه اهداف مشترکی دارند.
داستان هواپیما نیز مربوط به امریکاست و در وقت متفاوتی اتفاق افتاد.

جمله آخر نیز مربوط به اون سخن اشتباه شما بود که فرمودید در جنگهای پیامبر کمتر از 500 نفر کشته شدند که من به شما نشان دادم فقط در یک واقعه بیشتر از اینها اسیران غیر مسلح کشته شدند حال شما محاسبه کنید جنگهای دیگر را!

12:

خيز باز هم متوجه ندشم لطفا صريح بفرماييد!
ضمنا اون قبلنا بود حالا كه اعراب حلقه به گوش آمريكان! ما هم وقت شاه بوديم و به همين دليل نوكرها به خاطر اربابشون با هم دعوا نكردن ولي حالا كه انقلاب شد تو اين 30 سال هست كه اعراب بيابانگرد خودشون رو نشون دادن و همين طور چهره ي ضد ايراني كه قبل داشتن!
هدف اون ها اصلا هم موازنه ي قدرت نبود موازنه كنند كه چه بشود؟آيا نمي توانستند به عراق قدرت بدهند تا ايران را بگيرد و بعد پشتيباني خود را قطع كنند و سپس عراق را فتج كنند؟
كاري كه قبلا هم كردند!
اين ماجرا واسه اين بود كه آمريكا مي خواست بدون داخل شدن به كنترا ها كمك كنه و با توجه به اين كه ايران رو به پيروزي بود از اين موقعيه هستافده كنه و هم اسمي واسه خودش در كنه و هم سلاحي بفروشه و دست آخر اين كه چهراه ي دولت رو منافق نشون بده
ضمنا آ«ار خيلي كمتر از 500 نفر بود كه اتفاقا در سخنراني هاي آقاي ازغدي هم تشريح شد!
مرد حسابي اسير رو كشتن؟؟؟؟؟ساموئل يهودي ها رو شكنجه نكرد بعد پيامبر بيان اسير بكشن؟؟؟؟
ضمنا قضيه ي هواپيما چي بود

13:

منظورم همین حرفهایی هست که مدام تکرار میکنید.
درباره همه اینها توضیحات داده شده هست.
دوست عزیز اینگونه سخن فرمودن اندکی بچه گانه هست زیرا این حرفها را این رژیم کنونی برای خراب ساختن وجهه رژیم پیشین میگوید و شما اونها را تکرار میکنی.
کسی نوکر کسی نبوده هست و اعراب هم صدها سال هست با ما مشکل دارند این مطلب به وضوح
مشخص هست حتی امروزه نیز با توجه به رژیم عرب فرهنگ کنونی.

ضمنا آ«ار خيلي كمتر از 500 نفر بود كه اتفاقا در سخنراني هاي آقاي ازغدي هم تشريح شد!
مرد حسابي اسير رو كشتن؟؟؟؟؟ساموئل يهودي ها رو شكنجه نكرد بعد پيامبر بيان اسير بكشن؟؟؟؟
ضمنا قضيه ي هواپيما چي بود


ازغدی دیگر کیست؟ آیا تاریخ پژوه هست؟
در تاریخنامه های کهن مربوط به بیش از 1000 سال پیش چنین آمده هست که ما فرمودیم.
افراد تسلیم شده را کشتند! هر مذ کری را که گمان می بردند به سن بلوغ رسیده هست سر می بریدند.

در مورد هواپیما هم جواب به پست شما بود،فکر میکنم شما تند تند مطالب را تایپ میکنید بهتر هست ابتدا کمی بیاندیشید سپس مطالبتان را ارسال کنید.

برایتان سپاس هم زدم که یک وقتی فکر نکنید دلم از شما پر هست!

14:



بابا تو انتهای اطلاعاتی ، بگو یه اسفند برات دود کنن!

سیاست آمریکا در قبال ایران و عراق در جنگ 8 ساله موازنه قوا بود که سیاست آمریکا در چنین موقعیتهایی بوده و هست.

برنامه نبود عراق ایران رو بگیره بلکه سیاست این بود تا ارتش پیشرفته ای که خود آمریکا برای ایران در وقت شاه درست کرده بود تا حد امکان تضعیف بشه....

جنگنده های اف 14 که آمریکا تنها به ایران داده بود برنامه بود بدنه اصلی نیروی هوایی ارتش ایران رو تشکیل بده که با انقلاب پارت بعدی بلوکه شد! در جنگ ایران و عراق دیدیم که همین اف 14 چه بلایی بر سر نیروی هوایی عراق آورد.

همینطور سلاحهای دیگه که ایران رو به ژاندارم منطقه تبدیل کرده بود و ابزاری بود برای قدرت نمایی ایران در مسائل منطقه ای.



ضمنا برنامه هم نبود کسی عراق رو بگیره ، حتی در وقت جنگ خلیج فارس و بازپس گیری کویت از عراق هم آمریکا به فکر این نیوفتاد تا صدام رو سرنگون کنه چون به خوبی میدونست که برای این امت همین دیکتاتور هم زیاده و با وجود دموکراسی به هم جفتک میندازن که الان کاملا مشاهده میشه!!!


74 out of 100 based on 59 user ratings 1234 reviews