kala-tamin ســــی گار ...


ســــی گار ...



ســــی گار ...

ســــی گار ...



حآلآ کـ ِ هستے
کــآم مے گیـرمـ
اَز عُمق ِ " بودنت "
دود مے کنمـ
همـ ِ ے ِ فـآصلـ ِ ـهآ رآ بــآ
یکــ پُکــ ِ عمیق اَز "داشتنـ َتـــــــ ـــ ـ"​




انتشارشعرازمهران مدیری بعداز20 سال

1:

ســــی گار ...



خمیازه های کشدار، سیگار پشت سیگار
شب گوشهای به ناچار، سیگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست
لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار
...


کاربر برتر ماه ، تالار شعر و شاعران_hadi67

پای چپ جهان را، با ارهای بریدن
چپ پاچههای شلوار، سیگار پشت سیگار
در انجماد یک تخت، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار، سیگار پشت سیگار

بر سنگفرش کوچه، خوابیده بیسرانجام
این مرده کفن خوار، سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم، بیسرنشین کبودند
مردی تکیده بیزار، سیگار پشت سیگار

تصعید لاله گوش، با جیغهای رنگی
شک و شروع انکار، سیگار پشت سیگار
امت از این رهایی، در کوچههای بنبست
انگارها نه انگار، سیگار پشت سیگار

این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار
ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد
در یک تنور نمدار، سیگار پشت سیگار

صد لنز بیترحم، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار، سیگار پشت سیگار
در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار، سیگار پشت سیگار

اسطورههای خاین، در لابلای تاریخ
خوابند عین کفتار، سیگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار
کوبیدمش به دیوار، سیگار پشت سیگار

مبهوت رد دودم، این شکوهها قدیمیست
تسلیم اصل تکرار، سیگار پشت سیگار
کانسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد
سه، یک، ممیز چهار، سیگار پشت سیگار

ته ماندههای سیگار، در هستکانی از چای
هاجند و واج انگار، سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمیست، گاهی نمینویسد
یک مارک بیخریدار، سیگار پشت سیگار


اشعار رویا زرین

2:

ســــی گار ...

فرمودی سیگار نکش !

قول میدهم که جایش را پُر کنم برایت .


منوچهر آتشی
.

به زور تو ترکش کردم من آخر .


اشعار هیوا مسیح
.


مشاعره با ترانه ها
اما تو پَر زدی و رفتی که .


اشعار پائيزي
.

حالا چه ؟ وجودم پر از دود شده ! اما تو نیستی تا بگویی که نکش..


تورکی شعرلر(اشعار ترکی)
لعنتی .​



3:

دیگه به هیچ کس امیدی ندارم و
درگیر حسِ شبپره‌گی تو مَدارم و
تنها رو جای پای خودم پا می‌ذارم و
سیگار می‌کشم

هیچ آینه‌ای نشون نمی‌ده حالِ زارمو
از دستِ سایه‌ی خودمم در فرارم و
واسه یه مرگِ پرهیجان بی‌قرارم و
سیگار می‌کشم

سیگار برگ می‌کشم و فکر می‌کنم
هِی نازِ مرگ می‌کشم و فکر می‌کنم

4:

چنان اونان که اهل شعر بودند
هم از سیگار و هم قلیان سرودند

مسجل گشته بر بابای بنده
که شاعرها تماما اهل دودند!!


نفیسه سادات موسوی

از شعرای سیگار دار بدم میاد!

5:

ما شکست خوردیم
در آسانسوری که پایین می رفت
خوابِ رقصیدن بر بامِ آسمان خراش می دیدیم
وَ رؤیاهای ما
با پوکه ی سیگارهایمان
زیرِ میزهای تحریرلگدمال می شدند.
اون قدر به جلدِ مفتش خزیدیم
که چرکنویسِ سروده هامان
از نسخه ی نهایی شان شاعرانه تر شدند
وَ ندانستیم که زخم
با پنهان کردنِ چرک
درمان نمی شود.
یغما گلرویی

6:

سیگاری شده هست این روزها کودک درونم

نه دستم به او می رسد،

نه حرف گوش می دهد …

درد را پُک پُک می کشد …

و سیگار را تند تند !!!

7:


تصمیم گرفته ام
هر چه تو را
به یاد من بیندازد
دور بریزم
فقط یکی بگوید
با چای اول صبح
با سیگار آخر شب
با خلوت سپس ظهر خیابان
با نیمه ی تابستان
با آخر بهار
با اولین برف
با درخت غرق شکوفه
با باران
با باران
با باران
چه کنم؟...


مریم نوابی نژاد

8:

غلط میکند باد ؛

که با موهایت بازی کند

بیجا کرده سیگار

که دستت را بگیرد؛

شاید هیتلرم یا رضاخان ، نمیدانم !

اما اونقدر دیکتاتورم .

.

.

که تو را به خودت هم پس ندهم،

باد و سیگار که جای خود دارند .


9:

شعری در این رابطه به ذهنم نمی رسد اگر اجازه بدهید یک داستان در این باره بگویم
جهانگرد معروف کریستف کلمب برای اولین بار توتون را به اروپا معرفی کرد.

دو تن از ملوانان کریستف کلمب که در بسیاری از سفرها او را همراهی می‌کردند رودریگو دی جرز و و لوئیس دی تورز برای اولین بار توتون را در جزیره هیسپانیولا مشاهده کردند.

بومیان منطقه به رسم دوستی سیگار برگ به اونها تعارف کردند و اونها نیز اونرا پذیرفتند.

البته دلیل پذیرش اونها عطر گیرا و بسیار عجیب این ماده مخدر برای اونها بوده هست.

از اون پس توتون و تنباکو به طور گسترده‌ای در جزیره کارائیب مرسوم گشت.

سپس همین ملوانان دوباره این ماده مخدر را در کوبای امروزی مشاهده کردند.

در خاطرات این ملوانان از سیگار برگ به صورت برگ‌های پیچیده شده در هم که خشک گردیده‌اند و از اون دود زیادی بلند می‌شود یاد شده هست.

در همین حال اکثر ملوانان اسپانیایی کریستف کلمب از سیگار هستفاده می‌کردند و این رسم در بین سایر ملوانان نیز شایع گشته بود.

سیگار بدین ترتیب وارد اسپانیا و پرتقال گردید.

از اون پس از سیگار توسط ژان نیکوت، سفیر وقت فرانسه در پرتقال به فرانسه برده شد.

سپس به ایتالیا راه یافت و از اونجا توسط سروالتر رالی به آمریکا و انگلستان راه یافت.

اکنون تمام اروپا با هستعمال سیگار آشنا شده بود و در اواسط قرن شانزدهم به امری رایج در انگلستان تبدیل شد.

در سده نوزدهم میلادی هنوز سیگار کالایی کمیاب هست ولی هستعمال اون شایع گردیده هست.

در سال ۱۹۰۵ بیش از ۸۰۰۰۰ کارخانه کوچک تولید سیگار برگ در آمریکا وجود داشت که اغلب اونها مغازه‌ها یا کارخانجات کوچکی بودند که به صورت خانوادگی اداره می‌شدند.

در آغاز از توتون و تنباکو به عنوان یک ماده دارویی یاد می‌شد.

در سال ۱۵۹۲ میلادی کشتی بادبانی سان کلمنه ۵۰ کیلوگرم از بذر اون را به ارمغان آورد.

از اون پس از بذر توتون توسط مبلغان کاتولیک به دلیل آب و هوای بسیار مناسب به فیلیپین منتقل و کشت گردید.

پادشاه ادوارد یکی از طرفداران پروپا قرص سیگار به شمار می‌آید.

البته در حال حاضر کارخانه‌ای با نام کینگ ادوارد به یادبود توجه این شخص به سیگار برگ، در حال تولید سیگار برگ می‌باشد.

گرانت رئیس جمهور آمریکا، زیگموند فروید و وینستون چرچیل و مارک تواین را می‌توان از بزرگترین طرفداران سیگار برگ دنیا به شما آورد.

تقریباً در تمام عکس‌های به جا مانده از این اشخاص، در حال هستعمال سیگار برگ هستند.


10:

ســــی گار ...



اولین بار بود که از سیگار متنفر شدم ،
وقتی لبانت بوی سیگار میداد ،
من میدانستم که تو سیگار نمیکشی!


11:

دلم سيگار ميخواهد
و پکهاي عميق
يک سينه پر از درد و دودهاي غليظ
و يک دوربين
که داد ميزند
براي يک بار هم که شده فقط مرا ببين
عينکِ آفتابي
و عکسي که يک روز بگي اين بود آخرين
دو ليتر بنزين
و يک ....

کبريت


99 out of 100 based on 69 user ratings 1269 reviews