kala-tamin «ادبیات لمپنی و رواج آن»


«ادبیات لمپنی و رواج آن»



«ادبیات لمپنی و رواج آن»
در سالهای آغازین دهه هفتاد، شنیده شد که آموزش و پرورش رسماً از صدا و سیما به دلیل ترویج آنچه که «زبان لُمپَنی» خوانده می­شد، شکایت کرده است. اشاره‌ی صدا و سیما به سریال پر بیننده‌ی "ساعت خوش" به کارگردانی مهران مدیری بود. البته بعدها شایع شد، به دلیل همین اتّهام جناب مدیری ممنوع­ التصویر شده اند. امروزه کمتر می­توان حساسیت گذشته را در این زمینه یافت. تا جایی که گاه در محافل رسمی و نیز نوشته­های علمی نیز می­توان از این ادبیات و واژگان مختص به آن نشانی گرفت. کلماتی چون؛ "خالي‌بندي"، "دو دره بازي"، "سوسکت مي‌کنم"، "جوش آوردن"، "ببوگلابي،" "گرفتی ما رو"، "قات زدن،" " ما رو سیا نکن " و امثال اين لغات از جمله لغات متداول فرهنگِ لُمپنی هستند که روزگاری در گفت ‌و گو خياباني به چشم­ می‌خوردند و امروزه در محافل رسمی‌تر و برخی از آنها در نوشته‌های علمی نیز به چشم می‌آیند. که بيشتر به ادبيات لمپنيسم وابستگي دارد. ادبیات لُمپنی مختص در واژگان نیست، گاه در تُن صدا و نیز کیفیت ادای کلمات و واژگان و نیز حرکت‌بدنی (body language) به چشم می‌آید. دیالوگ‌های فیلم‌فارسی‌های قدیمی را به یاد د؛ برای مثال پاشنه‌های خوابیده‌ی کفش‌های بهروز وثوق در فیلم قیصر و یا شیوه‎‌ی حرف زدن او که تا مدّت‌ها الگوی مد و مدل رفتاری جوانان بود و البته امروزه، دوباره در حال بازسازی است. از مشخصّه‌های همین ادبیات می‌توان به «خویش‌قانون‌انگاری» و یا «خودفراتر از قانون‌پنداری» که نمادی از مردی و مردانگی و مرام است، اشاره کرد. برای نمونه در همان فیلم هنگامی که قیصر (بهروز وثوقی) با دایی خودش (جمشید مشایخی) در مورد انتقام گرفتن از قاتلان برادرش (برادران آب منگل) خارج از چارچوب قوانین مدنی و حکومتی بحث و گفت‌وگو می‌کنند، قیصر می‌گوید: «کی برای من یه جو مردونگی رو کرد که من براش یه خروار رو کنم؟»

آنچه جای درنگ بسیار دارد فراوانی و نرخ در حال گسترش این ادبیات و حتی اندیشه زیرین آن در میان گروه های دختر و پسر دینی است. با کمال ناخرسندی باید اعتراف کرد که امروزه در میان مدّاحان، واعظان، هیئتی‌ها و بچه‌مذهبی‌ها کم نیستند که به این زبان و فکر سخن می‌گویند و گاه رفتار می‌کنند. البته تأکید می‌کنم که ساحت هیئت و مدح و ثنای ائمه بالاست و نقش‌آفرینان این محافل همواره مورد اعتماد و ستایش جامعه بوده و نقش بالایی در ترویج دین و قوام دینداری داشته‌اند؛ اما نمی توان از این واقعیت چشم پوشید که نمونه‌های روشنی از ادبیات لُمپنی در این گروه نیز قابل مشاهده است.
http://sadeghniam.blogfa.com



+18 تجدید حیات مهم‌ترین عکس‌های تاریخ+عکس

1:

.









موضوع بسیار جالبی را آغاز کرده اید، متاسفانه اونطور که در بسیاری از فضا های مجازی اینترنت مشاهده می شود، افراد به جای فرمودگوی علمی به دنبال سرکوب طرف مقابل و یا در پی سانسور سخنان وی هستند، حتی برخی عبارات معمولی نظیر: "از تو انتظار نداشتم" نمونه بارز سرکوبگری طرف مقابل محسوب می شوند، این در واقع به نوعی سانسور نظر مخالف هست که حتی بدون داشتن دسترسی به امکانات مدیریتی می تواند انجام شود.


تغییر گنبد حرم سیدالشهداء پس از 700 سال
تمامی اینها نمونه های بارز لمپنیسم اند و در تضاد آشکار با شیوه تفکر علمی هستند.


مردي که از پروس آمد

2:

«لمپن» به افرادی فرموده می شود که ادب حضور در اجتماع را رعایت نمی نمايند.لمپن ها اون دسته از افراد جامعه هستند که در تولید اجتماعی شرکت نداشته و به مصرف گرایی عادت کرده اند.
دانشواژه‌ لمپن، یک اصطلاح آلمانی هست که در معنا، بیکاره و ژنده‌پوش را تداعی می‌کند، اما در مفهوم به قشرهایی از جامعه فرموده می‌شود که در شهرهای بزرگ، از طریق مشاغل غیر تولیدی(شغل های کاذب) و یا غیر اخلاقی(خرید و فروش مواد مخدر- سرقت- باجگیری- شرخری و...) زندگی می‌نمايند.


عملیات عنتبه،نجات گروگانهای اسرائیلی در اوگاندا!

لمپنیسم تا حدود زیادی محصول شرایط در حال گذار هست (عبور از سنت به مدرنیته و یا گذار از جهان سوم به جهان سرمایه داری).


معبدی زییا در درون غار ... ساخته شده توسط ؟؟؟

از اونجا که لمپن ها در باورها، سبک زندگی و کسب درآمد ویژگی های خاص خودشان را دارا هستند در کنش های ارتباطی هم واژگان و اصطلاحات خاصی را به کار می گیرند که به دلیل سخیف بودن این ادبیات فرموداری، دانشواژگان هستخدامی این گروه در برگیرنده‌ مفاهیم زشت و غیر اخلاقی هست.


پرده‌برداری از یک ماجرای تاریخی رسانه‌ای نشده, کشتار محرم ۱۸۸۴ درترنیداد و توباگو
اضافه کردن پیشوند و پسوند به پیش و پس از نام های افراد، اشیاء و اماکن یکی از این موارد هست ( پیمان لاشخور- اسی تردست- فری چهارچشم و...).
ریشه های نزدیک لمپنیسم اجتماعی در ایران به دوران قاجاریه بر می گردد که با ظهور لوطی ها، داش مشدی ها، جاهل ها و قمه کش ها شناخته می شود.


حکومتی مشروع است که هم حقانیت داشته باشد، هم مقبولیت
البته پیش از این دوران نیز، ابونصر فارابی- فیلسوف بزرگ ایرانی- از لمپن ها با عنوان «علف های هرز» یاد کرده هست.
نافرموده نماند که پاره ای از صاحبنظران، ترجیح می دهند به جای هستفاده از اصطلاح «زبان لمپنی»، اون را «آرگو» (زبان و اصطلاحات تقریبا رمزی و اختصاصی) بنامند.


خون هر جانباز, می دهد آواز: جان فدای وطنم خاک ایران کفنم
در هر صورت، تفاوتی نمی کند که ما بر این ادبیات سخیف چه نامی بگذاریم زیرا اون چه که مهم می نماید، تولد و رشد این سبک از سخن فرمودن هست که نیاز به یک اصلاح پايه ی با همت نهادهای متولی کنش های اجتماعی و فرهنگی دارد.از اون جا که زبان، محوری ترین لوازم تعامل و ارتباط انسان ها در جوامع به شمار می رود بنابراین، «سلامت ارتباط» وابسته به «سلامت زبان» هست.

صدای آژیر هشدار برای این آسیب اجتماعی و فرهنگی وقتی گوش خراش تر می شود که این «فرمودمان لمپنیستی» از لایه های عام جامعه به لایه های خاص یا همان قشر تحصیلکرده هم رسوخ پیدا کرده باشد؛ اتفاقی که هم اکنون در کشور ما رخ داده هست.
«علف های هرز» با این ادبیات سخیف، «اخلاق ارتباطی» را سیبل کرده و نشانه رفته اند.



93 out of 100 based on 53 user ratings 453 reviews